لغت نامه دهخدا
باغ حسین بیگ. [ غ ِ ح ُ س َ ب َ ] ( اِخ ) ده کوچکی است از دهستان درختنگان بخش مرکزی شهرستان کرمان که در 28 هزارگزی شمال خاوری کرمان و 2 هزارگزی شمال راه مالرو شهداد به کرمان واقع است و15 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
باغ حسین بیگ. [ غ ِ ح ُ س َ ب َ ] ( اِخ ) ده کوچکی است از دهستان درختنگان بخش مرکزی شهرستان کرمان که در 28 هزارگزی شمال خاوری کرمان و 2 هزارگزی شمال راه مالرو شهداد به کرمان واقع است و15 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز شاهی دو جهان چون حسین آزادند ولی به بندگی درگه تو مینازند
💡 جز غم فرزند دلبندت حسین آن شاه بی کس کز سموم تشنگی در سینه آهش آتشین شد
💡 دانی حسین جان تو کی میرسد بلب آندم که میرسد بدهانت دهان من
💡 آشکارا نظر از خلق جهان دوخت حسین که نهانی نظری با تو همی بازد دل
💡 در غم تشنگی غنچه ی سیراب حسین داغها بر جگر لاله ی خونین کفنست