باش خلج

لغت نامه دهخدا

باش خلج. [ خ َ ل َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان آتش بیگ بخش سراسکند شهرستان تبریز که در 40 هزارگزی باختر سراسکند و 15 هزارگزی خط آهن میانه و مراغه واقع است. ناحیه ای است کوهستانی با آب و هوای معتدل و 120 تن سکنه و آب آن از چشمه و رودخانه تأمین میشود و محصول عمده آن غلات و حبوبات و شغل اهالی زراعت و گله داری و راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).

فرهنگ فارسی

دهی از تبریز

دانشنامه عمومی

باش خلج یکی از روستاهای استان آذربایجان شرقی است که در دهستان نظرکهریزی بخش نظرکهریزی شهرستان هشترود واقع شده است.

جمله سازی با باش خلج

💡 گر فرخ شوری تو علم آموز باش ورنه فرسندوج علم اندوز باش

💡 نگویی تا به کی بیگانه باشی مرا با خود زمانی آشنا کن

💡 ای‌ که از لطف حقیقت آگهی خاموش باش یک سخن هم ‌کز دو لب خیزد مکرر می‌شود

💡 تو جان بشناس و در بود فنا باش فنا شو آنگهی کلّی بقا باش

💡 معنی هر درخت ‌که ‌کاری به خاک چیست جز اینکه باش و میوهٔ پنهان‌کن آشکار

💡 چون شدی بنده به حرمت باش نیز در ره حرمت بهمت باش نیز

کص یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
نجیب یعنی چه؟
نجیب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز