ریعان

لغت نامه دهخدا

ریعان. [ رَ ] ( ع اِ ) اول هر چیزی و بهتر آن، و منه ریعان الشباب و ریعان السراب؛ نمایش آن. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از آنندراج ) ( از غیاث اللغات ) ( از اقرب الموارد ).
- ریعان الشباب؛ ریق الشباب. اول جوانی. ( مهذب الاسماء ).
- ریعان سراب؛ اضطراب آن. جنبش آن. لرزش و درخشش آن. ( یادداشت مؤلف ).
- ریعان شباب یا جوانی؛ اول جوانی. روق. شَرخ. عنفوان. ( یادداشت مؤلف ): این پسر هنوز از باغ زندگانی بر نخورده و از ریعان جوانی تمتع نیافته. ( گلستان ). اول ریعان شباب که هنگام استحکام قواعد فضایل و آداب بود. ( تاریخ جهانگشای جوینی ).
ریعان. [ رَ ی َ ] ( ع مص ) ریع. ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به ریع شود.
ریعان. [ رَ ] ( اِخ ) شهری است یا کوهی است. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).

فرهنگ معین

(رَ یَ ) [ ع. ] (اِ. ) اول هر چیز و بهترین آن.

فرهنگ عمید

اول و بهترین چیزی، بهترین موقع و موسم چیزی: ریعان شباب.

فرهنگ فارسی

اول وبهترین چیزی، اول جوانی یابهترین موسم جوانی
( اسم ) اول هر چیز و بهترین آن بهترین موسم: ریعان شباب.
شهری است یا کوهی است

ویکی واژه

اول هر چیز و بهترین آن.

جمله سازی با ریعان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سر می کشد از طوق تذروان خمیده بنگر به سر سرو غرور ریعان را

💡 مردان دلاور از کمین به در جستند و دست یکان یکان بر کتف بستند و بامدادان به درگاه ملک حاضر آوردند. همه را به کشتن اشارت فرمود. اتفاقاً در آن میان جوانی بود میوه عنفوان شبابش نو رسیده و سبزه گلستان عذارش نو دمیده. یکی از وزرا پای تخت ملک را بوسه داد و روی شفاعت بر زمین نهاد و گفت: این پسر هنوز از باغ زندگانی بر نخورده و از ریعان جوانی تمتع نیافته. توقّع به کرم و اخلاق خداوندیست که به بخشیدن خون او بر بنده منت نهد. ملک روی از این سخن در هم کشید و موافق رای بلندش نیامد و گفت:

دومین یعنی چه؟
دومین یعنی چه؟
آبشش یعنی چه؟
آبشش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز