بازی بانگیز

مترادف‌ها

بازیگوش، شوخ، فریبنده

متضادها

جدی، خشن، کسل‌کننده

لغت نامه دهخدا

بازی بانگیز. [ ی ِ ب ِ اَ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) عبارت از بازیی که نزدیک باشد به بردن. ( آنندراج ). بازیی که بنفع حریفی در شرف پایان یافتن است:
شدیم مات به شطرنج غایبانه تو
بما بخند که بازیت خوش بانگیز است.ملا وحشی ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

عبارتی از بازیی که نزدیک باشد به بردن

جمله سازی با بازی بانگیز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بانگیز دارای مدرک درجه ۱ هنری معادل دکترای هنر است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران