تاب بازی

لغت نامه دهخدا

تاب بازی. ( حامص مرکب ) نوعی بازی باشد. رجوع به تاب شود.

فرهنگ معین

(حامص. ) بازی و تفریح کردن با تاب.

فرهنگ فارسی

بازی و تفریح کردن باتاب.

ویکی واژه

بازی و تفریح کردن با تاب.

جمله سازی با تاب بازی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مردم چشمم که می‌گردد به گرد روی تو طفل را مانَد که در مهتاب بازی می‌کند

💡 نرگس مستت بخونریز دل ابن یمین گر دهد فرمان بتا مشتاب بازی میکند

💡 گر دل دیوانه در زنجیر زلفت دست زد سهل باشد کو مشو در تاب بازی میکند

💡 گر درآویزد دل نادان من در سوی تو همچو موی خود مشو، در تاب بازی می‌کند

💡 هر شبی بنگر که بر مهتاب بازی می کند هندوان زلف عنبر چنبر شب باز او

طلایی یعنی چه؟
طلایی یعنی چه؟
اندوخت یعنی چه؟
اندوخت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز