بازار عجل
لغت نامه دهخدا
بازار عجل. [ ] ( اِ ) روز جنگ و پیکار. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
روز جنگ و پیکار
جمله سازی با بازار عجل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 آن رفت که افسردگی بوالهوسان را از گرمی بازار جفا میطلبیدم
💡 قدم به کوچهٔ دیوانگی بزن چندی که عقل بر سر بازار عشق حیران است
💡 بازار حسن و عشق رواجش ز حد گذشت او جلوه می فروشد و من عشوه می خرم
💡 بزر لخت جگر، دیده نمی پردازد بسکه گرمست ز رخسار تو بازار نگاه
💡 بشکند چون زلف، بازار بتان سنگدل کاکل مشکین گذارد پای چون بر دوش تو
💡 از ما به یک نظر بستاند هزار دل این آبروی و رونق بازار بنگرید
💡 اگر به دنبال انواع مغزها، خشکبار و میوههای خشک با کیفیت بالا هستید، حتماً باید یک بار به خرید از بازار عجل در این شهر بپردازید.
💡 فروشندگان در بازار عجل با دقت بسیار زیادی محصولات خود را انتخاب میکنند تا رضایت کامل مشتریان و حفظ اعتبار کسبوکارشان را به دست آورند.
💡 قیمتهای اعلام شده در بازار عجل معمولاً نسبت به سایر فروشگاههای زنجیرهای بسیار رقابتیتر است و باعث جذب خریداران زیادی از مناطق مختلف میشود.