لغت نامه دهخدا
بازار تیز. [ رِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) بازار بارونق. بازار بارواج. بازار پرداد و ستد، بسیارمعامله. بازار فراوان مشتری.
بازار تیز. [ رِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) بازار بارونق. بازار بارواج. بازار پرداد و ستد، بسیارمعامله. بازار فراوان مشتری.
بازار پر رونق
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جان ملک از تو همی نازد که در ایام تست علم را بازار تیز و عدل را فرمان روا
💡 ز بیم سنان زندگی در گریز اجل را ز شمشیر، بازار تیز
💡 حسن بی اندازه و بازار تیز او ز غوغای عوام اندر گریز
💡 نزد بونصر پارسی گویم روز بازار تیز خاست مرا
💡 نزدیک شد که ناخن شوقم به بیستون بازار تیز تیشه ی فرهاد بشکند