باز رهانیدن

لغت نامه دهخدا

بازرهانیدن. [رَ دَ ] ( مص مرکب ) نجات دادن. رهانیدن:
مگر کز بند غم بازم رهانی
که مردن به مرا زین زندگانی.نظامی.و رجوع به رهانیدن شود.

فرهنگ فارسی

نجات یافتن

جمله سازی با باز رهانیدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 این سه پیکر واپسین که روی هم رفته اسیران یا بردگان (The captives) نامیده می‌شوند، هر یک نمایانگر بردگانی اند که برای رهانیدن خود از سنگی که بدان بسته شده‌اند، می‌ستیزند.

💡 آخوندزاده، به ویژه، جلال‌الدین میرزا را برای رهانیدن فارسی از یوغ واژگان عربی می‌ستود.

💡 به منظور رهانیدن کلمه، یک حرف صدا دار بین ریشه و نشانه‌های جمع قرار می‌گیرد و نتیجه [dґ∫әz] قواعد مشابهی برای تلفظ –s در dogs و cats به‌کار می‌رود که به چگونگی (واک‌دار و بی‌واک) بودنِ تک‌واژِ ماقبلِ آخر بستگی دارد.

💡 علی‌رغم دیدگاه رهبران پیش‌کسوت عرب خراسانی ارتش، که به او سفارش کردند باید منتظر جمع شدن نیروهای خود باشد و با کمتر از ۵۰٬۰۰۰ نفر از آمودریا نگذرد، جنید تصمیم گرفت بی‌درنگ برای رهانیدن سمرقند به راه بیفتد.

💡 اگرچه این رویکرد مورد تأیید ایالت قرار گرفت، اما وی این کارها را بیشتر بخاطر پوشاندن انتقاداتی انجام می‌داد که بخاطر دلایل زیادی متوجه وی بود: ناتوانی در به انجام رساندن وعده اشتغال زایی برای کاریابان؛ انتصاب آشنایان به سمت‌های خالی و تلاش برای رهانیدن ادارات دولتی از چنگ مجلس قانون‌گذاری. بارنت همچنین عضو جنبش سفیدپوستان برتری طلب بنام شورای شهروندان، بود.

فمبوی یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
پوشینه یعنی چه؟
پوشینه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز