بارسور اوب

لغت نامه دهخدا

بارسور اوب. ( اِخ ) ( یعنی بار واقع بر کنار اوب ) نام قصبه مرکز ناحیه اوب کشور فرانسه که بر نهر اوب واقع شده و در 53 هزارگزی مشرق شهر ترویس قرار دارد و در اطرافش شراب سفید بسیار خوب تهیه میکنند، و زمانی کنت نشین بوده است. ( از قاموس الاعلام ترکی ج 2 ). دارای 4400 تن سکنه میباشد.

جمله سازی با بارسور اوب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تو ملک اوبین چندین هزار سال شده تبارک الله پیری بود چنین برنا؟

💡 اندر آن عصر و زمان چون او نبود اوب مردی تاج سلطانان ربود

💡 فریمن علاوه بر بازیگری، درام بوفا! (۱۹۹۳) را کارگردانی کرده‌است. او شرکت ساخت فیلم رولیشنز انترتینمنت را با شریک تجاری‌اش تأسیس کرده‌است. او دریافت‌کنندهٔ جایزهٔ مرکز کندی، جایزهٔ یک عمر دستاورد هنری، جایزهٔ گلدن گلوب سیسیل بی دمیل و جایزهٔ یک عمر دستاورد هنری انجمن بازیگران فیلم بوده‌است. او برای نقش‌های خود در نمایش‌های تئاتر توانسته سه جایزهٔ اوبی دریافت کند.

💡 در سطوح پایین‌تر هرم سازمانی توسط کمیته‌های حزبی (پارت‌کوم‌ها) مدیریت می‌شد. صدر هر پارت‌کوم «دبیر پارت‌کوم» بود که توسط اعضا انتخاب می‌شد. در مراحل بالاتر کمیته‌ها به همین ترتیب نام‌گذاری می‌شدند. در سطح رایون‌ها، رای‌کوم، در سطح ابلاست، اوب‌کوم، و در سطح شهرها گورکوم و بدین ترتیب.

💡 قلب امکان احمد ختمی مآب و بو برای اوب هر دو انسانند اما این کجا و آن کجا

💡 زلزله زین درد در دیوان کیست یا جبال اوبی در شان کیست

تورمالین یعنی چه؟
تورمالین یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز