لغت نامه دهخدا
بادیه غول. [ ی َ / ی ِ ی ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از دنیای فانی باشد. ( برهان ) ( آنندراج ).
بادیه غول. [ ی َ / ی ِ ی ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از دنیای فانی باشد. ( برهان ) ( آنندراج ).
کنایه از دنیای فانی است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نیست در بادیه عشق نظر لیلی را جز بر آن لاله که با داغ دل مجنون رست
💡 سر کرده قدم در ره کعبه بتکاپوی از خار ندارند خبر بادیه پویان
💡 ریگ در بادیه عشق روانست هنوز تا چه ها پای در این راه به فرسودن رفت
💡 بی دلیلت نشود ره سر موئی نزدیک گرچه هر مو قدم بادیه پیماست ترا
💡 ریگ روان بادیه بی نشانیم سرگشتگی است راهبر کاروان من
💡 باری برون خرام به دشت از وثاق خویش وز سنگ و خاک بادیه بشنو فغان من