باده ٔ ناب
مترادفها
شراب خالص، می گوارا
متضادها
ناخالص، فاسد
لغت نامه دهخدا
باده ناب. [ دَ / دِ ی ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) باده خالص. باده صافی:
ز زهد خشک ملولم کجاست باده ناب
که بوی باده مدامم دماغ تر دارد.حافظ.
فرهنگ فارسی
باده خالص باده صاف
جمله سازی با باده ٔ ناب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 غنچه بر روح قدح خندید کامشب در چمن مستی بوی گلم از باده حمرا گذشت
💡 اگر باده نوشی به پیمانه نوش به آیین مردان فرزانه نوش
💡 شمع رخش از باده چراغان تماشا پروانه این بزم بهار است ببینید
💡 تا مست لب لعل شکربار تو باشم از لعل خودم باده بده، گو رمضان باش
💡 گر کرم در طبع نبود بادهاش پیدا کند شیشه می ترک سر از همت صهبا کند
💡 بیا که عید صیام است و باز فصل بهار غم زمانه بدل کن به باده گلنار