بادبن فیروز

لغت نامه دهخدا

بادبن فیروز. [ دِ ن ِ ] ( اِخ ) از همراهان خسروپرویز بود که هنگام مقابله با بهرام چوبین با بندویه و بسطام و چند تن دیگر از همراهان خسروپرویز در گرد او بماند و به بهرام چوبین نپیوست. رجوع به اخبارالطوال چ مصر 1330 هَ. ق. ص 86، و باذان بن فیروز شود.

جمله سازی با بادبن فیروز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نامشان را چو ز استاد بپرسیدم گفت آفرین، فرخ، فیروز، دگر راست، درود

💡 خسروا نزل بقا پیوسته در خوان تو باد دولت و فیروزی و اقبال مهمان تو باد

💡 بود همچشمی میان چشم او با آسمان عاقبت آن نرگس نیلوفری فیروز شد

💡 چه شبست این شب فیروز دل افروز چه روز مگر امشب شب اشراق دل آرام من است

💡 روز خورشید جهان از شب یلدا بگذشت صبح فیروز تو تا سر زگریبان آورد

خلار یعنی چه؟
خلار یعنی چه؟
تویوخ یعنی چه؟
تویوخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز