باد خاستن
مترادفها
وزیدن، برخاستن
لغت نامه دهخدا
باد خاستن. [ ت َ ] ( مص مرکب ) پدید آمدن باد. انگیخته شدن باد.
فرهنگ فارسی
پدید آمدن باد
جمله سازی با باد خاستن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بنشستهام به غم که ز عشق تو خاستن با آنکه جان همیشودم، دل نمیشود
💡 امام در تفسير آيه (همانا پديده شب و به پا خاستن براى نماز شب )منظور قيام براىنماز شب در آخر است. (نورالثقلين ج 5، ص 449)
💡 یوحنّا داستان بهپا خاستن مسیح را به شکلی کاملاً متفاوت از سه انجیل همنوا آوردهاست، بنابر این با تفصیل بیشتری روایت یوحنا بازگو میشود:
💡 فتادیش چو بپا عزم خاستن مکن آری نه عاشق است که در پای یار افتد و خیزد
💡 برنیارم خاستن تا نفخه صور از لحد گر بدانم در قیامت وعده دیدار نیست
💡 در چشم ما ز خون جگر خواب بسته شد زان رو که وقت خاستن از خواب شسته اند