بابی بگیری

لغت نامه دهخدا

بابی بگیری. [ بی ب ِ ] ( حامص مرکب ) دستگیری بابی ها یعنی پیروان سیدعلیمحمد باب و آن چنانست که پس از سؤقصد به ناصرالدین شاه از طرف طرفداران باب، بنا بفرمان شاه برای تعقیب و محاکمه و مجازات آنان بدستگیری ایشان اقدام شد و این اصطلاح از آنجا بوجود آمد. رجوع به باب، سید علیمحمد شود.

جمله سازی با بابی بگیری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مرغ کورا جای اندر باغ باشد چون درخت گر بگیری ور بداری در قفس آسوده نیست

💡 تا بیابی خال او جویندهٔ هر دانه شو تا بگیری زلف او افتاده هر دام باش

💡 ملک آن توست و فرمان مملوک را چه درمان گر بی‌گنه بسوزی ور بی خطا بگیری

💡 وگر از بنده سیرآبی بگیری خشم و دیر آیی بماند بی‌کس و تنها تو را تنها اغاپوسی

💡 برند یک فیلم-اقتباسی سینمایی مبتنی بر رمان خودش، هرچقدر بیشتر من را نادیده بگیری، نوشته‌است. خود وی نیز در این فیلم نقش خواهد داشت.

💡 ویلیام مورنه از انستیتوی شرقی یادآوری کرد:" همیشه خوشحالم که با او باشم و به هر چه می‌گفت گوش می‌دادم … تو واقعاً نمی‌توانستی چیزی را جدی بگیری، اما جدی بود.

اگزجره یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز