لغت نامه دهخدا
باباکلیمان سابع. [ ک َ ل ِب ِ ] ( اِخ ) رجوع به الحلل السندسیة ج 2 ص 251 شود.
باباکلیمان سابع. [ ک َ ل ِب ِ ] ( اِخ ) رجوع به الحلل السندسیة ج 2 ص 251 شود.
💡 سازد آرامگاه اول و ثانی در صف تابوت نرد سابع و سادس
💡 سابع آنکس را که شد فرمانبرش گر زند سد بار و راند از درش