باب ماران

لغت نامه دهخدا

باب ماران. [ ب ِ ] ( اِخ ) ده کوچکی است از دهستان سریزن بخش ساردوئیه شهرستان جیرفت در 15هزارگزی جنوب راه مالرو جیرفت به ساردوئیه.سکنه آن 5 تن است. ( فرهنگ جغرافیائی ایران ج 8 ).

جمله سازی با باب ماران

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بر امید گنج خواجو از سر شوریدگی دست در زلفش مزن کانجا سیه ماران بسند

💡 در صحبت رقیبان هست آن نگار دایم شمعی بپیش کوران گنجی بدست ماران

💡 تو وثاق مار آیی از پی ماری دگر غصه ماران ببینی زانک این چون سلسله‌ست

💡 ماران فتنه خورد بیکره عصای او ناگشته چون عصای کلیم‌الله اژدرا

💡 کعبه گنج است و سیاهان عرب ماران گنج گرد گنج آنک صف ماران فراوان آمده

💡 وز آن دهان شکافته ماران آهنین کاول خورند مور و سپس قی ‌کنند مار

افق یعنی چه؟
افق یعنی چه؟
گرایش یعنی چه؟
گرایش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز