باب زیرین

لغت نامه دهخدا

باب زیرین. ( اِخ ) ده کوچکی است ازدهستان حرجند بخش مرکزی شهرستان کرمان، 85 هزارگزی شمال باختری کرمان. سر راه مالرو کرمان به شاهزاده محمد. سکنه آن 10تن. ( فرهنگ جغرافیائی ایران ج 9 ).

جمله سازی با باب زیرین

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هرکه او چون سنگ زیرین سینه مالد بر زمین گنبد گردون خطابش، صدر عالی می‌کند

💡 سپرسری ممکن است ساده یا دارای تزئیناتی باشد. در سطح پشتی پروزوما، چشم‌های میانی و چشم‌های جانبی (دو تا پنج عدد) وجود دارند. بخش زیرین پروزوما شامل:

💡 از برین برف همی بارد و زیرین باران برف گرم آید هر چند بود باران سرد

💡 به این دلیل که بزرگ‌سیاهرگ زیرین در سمت راست بدن است، سیاهرگ کلیوی چپ بلندتر از راست است.

💡 آسیای آسمان را سنگ زیرین می شود کوه حلمش سایه اندازد اگر بر آفتاب

متمایز یعنی چه؟
متمایز یعنی چه؟
روله یعنی چه؟
روله یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز