لغت نامه دهخدا
باب ایوب. [ ب ِ اَی ْ یو ] ( اِخ ) مخفف ابی ایوب است و آن دهی است بزرگ بین قرمیسین و همدان در جانب راست کسی که بهمدان رود، و این ده بنام دکان معروفست. ( معجم البلدان ).
باب ایوب. [ ب ِ اَی ْ یو ] ( اِخ ) مخفف ابی ایوب است و آن دهی است بزرگ بین قرمیسین و همدان در جانب راست کسی که بهمدان رود، و این ده بنام دکان معروفست. ( معجم البلدان ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ایوب الکعبی (زادهٔ ۲۶ ژوئن ۱۹۹۳) بازیکن فوتبال اهل مراکش است.
💡 صبر ایوب و بلاها که بیعقوب رسید داستانی زغم و محنت درویشان است
💡 در عنا تا کی توان بودن به امید بهی هر کسی را صابری ایوب و عمر نوح نیست
💡 کمپینی با ملیت مسلمان در مورد سلطان اسلامی صلاح الدین یوسف ایوبی و بر تصرف بیتالمقدس اشاره دارد. این کمپین ۴مرحله دارد
💡 تو چه دانی تا که ایوب ضعیف جسم خود در راه کرمان کرده ضیف
💡 در کمند رنج او رنجور ایوب صبور طعمۀ کام نهنگ عشق او ذوالنون بود