ایینه افروزی

مترادف‌ها

خودنمایی، جلوه‌گری

لغت نامه دهخدا

( آیینه افروزی ) آیینه افروزی. [ ن َ / ن ِ اَ ] ( حامص مرکب ) عمل آینه افروز. روشن گری.

فرهنگ فارسی

( آیینه افروزی ) عمل آیینه افروز روشنگری.

جمله سازی با ایینه افروزی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ای شمّهٔ لطف تو بهشت افروزی دوزخ ز تف آتش قهرت سوزی

💡 فطرت او آتش اندوزد ز عشق عالم افروزی بیاموزد ز عشق

💡 دل افروزی چو او خورشید تابان ز طرف بارگاهی برنیاید

💡 گر تو افروزی چراغم، آفتابم آفتاب! گر تو برداری ز خاکم، آسمانم آسمان!!

💡 تو صبح عالم افروزی و من شمع سحرگاهم گریبان باز کن تا بی تأمل جان برافشانم

💡 آفتاب روی جانبخش به‌ هر مجلس ‌که تافت شمع نتواند که دیگر مجلس‌ افروزی کند

💡 آثار ادبی بزرگ، با ایینه افروزی در برابر واقعیت‌های جامعه، توانسته‌اند حقایق نهفته در روح انسان را به شکلی عمیق و اثرگذار به نمایش بگذارند.

💡 سخنرانی‌های آن فیلسوف با ایینه افروزی بر مفاهیم اخلاقی، باعث شد تا شنوندگان به بازنگری در رفتارهای روزمره خود و اصلاح آن‌ها ترغیب شوند.

💡 هنر نقاشی در واقع نوعی ایینه افروزی است که هنرمند از طریق آن، دیدگاه و احساسات درونی خود را بر بوم رنگ‌ها بازتاب می‌دهد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران