فرهنگستان زبان و ادب
آیندۀ رسمی
{official future} [آینده پژوهی و آینده نگری] آینده ای که تصمیم گیرندگان به صراحت یا تلویحاً به رخداد آن باور دارند
آیندۀ رسمی
{official future} [آینده پژوهی و آینده نگری] آینده ای که تصمیم گیرندگان به صراحت یا تلویحاً به رخداد آن باور دارند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مرا اسیر یزید کردی و رفتی مرو که داد رسمی زینب فکار ندارد
💡 جان رسمی زندگی را تلخ بر من کرده بود از دم تیغ شهادت یافتم جان دگر
💡 عید آیینی است کز وی هست ملت را شرف مهرگان رسمی است کزوی هست دولت را جمال
💡 علم رسمی می کند دلهای روشن راسیاه من به نادانی ازان قانع ز دانایی شدم
💡 ریمی بهطور رسمی در سال ۱۸۹۹ میلادی به جامعهٔ بهائی پیوست.
💡 رسمی است میان اهل دل دیرینه کز کینه تهی کنند دایم سینه