این تاریوش

لغت نامه دهخدا

این تاریوش. [ ] ( اِخ ) اسمی است که مصریها به داریوش داده اند و آن تریوش نیز نوشته اند. ( ایران باستان ج 1 ص 479 و ج 2 ص 987 ).

فرهنگ فارسی

اسمی است که مصریها به داریوش داده اند و آن تریوش نیز نوشته اند.

جمله سازی با این تاریوش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گفت: این نشنیدی که صاحبدلان گفته‌اند: رفتن و نشستن به که دویدن و گسستن.

💡 دارد از لطف تو برجیس و ز قهر تو زحل این سعادت مستفاد و آن نحوست مستعار

💡 او با این کار مبارزه‌ای را علیه سوء استفاده جنسی از بچه‌های کم سن و سال آغاز کرد.

💡 رسم و آیین بد و نیک ز من پیدا شد روزگار این همه عیب و هنر از من دارد

💡 دم مزن از عشق بیدل در هوسناکان لاف آب این آتش به این خاشاک نتوان ریختن

لب تر کردن یعنی چه؟
لب تر کردن یعنی چه؟
اتش و حرکت یعنی چه؟
اتش و حرکت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز