لغت نامه دهخدا
ایرلوی افشار. [ اَ ] ( اِخ ) نام طایفه ای است که جمعی از آنها در خمسه عراق سکنی دارند. ( مجمل التواریخ گلستانه ص 388 ).
ایرلوی افشار. [ اَ ] ( اِخ ) نام طایفه ای است که جمعی از آنها در خمسه عراق سکنی دارند. ( مجمل التواریخ گلستانه ص 388 ).
نام طایفه ای است که جمع از آنها در خمسه عراق سکنی دارند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این ابر چون یعقوب من وان گل چو یوسف در چمن بشکفته روی یوسفان از اشک افشاران ما
💡 این گره را نیز با افغان بسی پیکار شد تا جهان خرم ز فخر دودهٔ افشار شد
💡 ز مستی گر رسد دستم به لبهای نمک سودش شود یاقوت دست افشار لعل خندهآلودش
💡 درین ویرانه تا کی بایدت آواره گردیدن به سعی آبله یکدم به خاک افشار دندانی
💡 - پیآیندنگاری های ماندگار افشار، ایران نامه (کانادا)، ش 1 سال 27
💡 133- ((يوتوپيا))، توماس مور، ترجمه داريوش آشورى و نادر افشار نادرى 79- 84.