لغت نامه دهخدا
ایاغخانه. [ اَ ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) ظاهراً میخانه. ( آنندراج ). شرابخانه: صاحب جمعایاغخانه. ( تذکرةالملوک چ 2 ص 70 ). فقره ای که داخل عمله و فعله ایاغخانه شد. ( نصرآبادی، از آنندراج ).
ایاغخانه. [ اَ ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) ظاهراً میخانه. ( آنندراج ). شرابخانه: صاحب جمعایاغخانه. ( تذکرةالملوک چ 2 ص 70 ). فقره ای که داخل عمله و فعله ایاغخانه شد. ( نصرآبادی، از آنندراج ).
(اسم ) اداره ای در عهد صفویان که در آن جامها و ساغرهای شراب و ظروف طلا و نقره را نگهداری میکردند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نوجوان مرا فلک خوندل ریخت در ایاغ نونهال مرا سپهر کند از بن بطرف باغ
💡 ساقی چو می عشق تو می کرد به ساغر هر صاف که آید به ایاغ دل ما ریخت
💡 بوی میام ز خویش برد، می چه حاجت است چون لاله بشکنم به نسیمی ایاغ خویش
💡 به دیده خون ز دلم دیردیر میآید کسی که زود کند باده در ایاغ کجاست
💡 سپاه عقل کم و لشکر ایاغ پرست چه عشرتی است که پروانه کم، چراغ پرست
💡 زان باده در ایاغ کن ای مه که قطرهها کز آن فروچکد همه ماه است و آفتاب