انگور ازوج

لغت نامه دهخدا

( انگور آزوج ) انگور آزوج. [ ] ( اِخ ) دهی از بخش معلم کلایه شهرستان قزوین است که 323 تن سکنه دارد. آب آن از چشمه و محصول آنجا غلات و بن شن است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1 ).

فرهنگ فارسی

( انگور آزوج ) دهی از بخش معلم کلایه شهرستان قزوین است ٠ آب از چشمه ٠ محصول: غلات و لبنیات ٠

جمله سازی با انگور ازوج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جز می لعل تو جانرا نکند دفع خمار ساقی انگور بهشت از همه در خم ریزد

💡 می چو شد انگور، بیرون آید از زندان خُم می‌برم غیرت بر آن عاقل که مجنون می‌شود

💡 در یک داستان دیگر گفته شده که او هنگام خوردن انگور در جشنواره آنتستریا در آتن خفه شده‌است.

💡 چنانکه باده به جسم پیاله نقل کند پس از مفارقت او ز قالب انگور

💡 زهر در انگور تا دادند او را دشمنان ماند چشم تاک تا روز قیامت اشکبار

💡 شراب تلخ از انگور شیرین خوب می آید نباشد تا خرد کامل، جنون کامل نمی گردد

اذفر یعنی چه؟
اذفر یعنی چه؟
ممنون یعنی چه؟
ممنون یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز