لغت نامه دهخدا
اندربیگ. [ اَ دَ ب ِ ] ( ) در میان بزرگان و در میان شیاطین. ( ناظم الاطباء )؟!
اندربیگ. [ اَ دَ ب ِ ] ( ) در میان بزرگان و در میان شیاطین. ( ناظم الاطباء )؟!
در میان بزرگان و در میان شیاطین.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وان دگر اندر طریق عشق دوست ترک غیرش گفته دایم وصل اوست
💡 این کسی داند که جز جانان ندید اندرین جاگاه جسم و جان ندید
💡 به زان نَبُدی که اندر این دیر خراب نه آمدمی نه شدمی نه بُدَمی
💡 دو صد تن گزید از دلیران چین به یک سوی لشکر شد اندر کمین
💡 وآنک او را زخم اندر سینه زد سینهاش بشکافت و شد مردهٔ ابد
💡 بس شب که به روز بردم اندر طلبت بس روز طرب که دیدم از وصل لبت