فرهنگستان زبان و ادب
{active articulator} [زبان شناسی] هریک از اندام های تولید در مجرای گفتار که قابلیت حرکت دارند متـ. فراگوی فعال
{active articulator} [زبان شناسی] هریک از اندام های تولید در مجرای گفتار که قابلیت حرکت دارند متـ. فراگوی فعال
هریک از اندامهای تولید در مجرای گفتار که قابلیت حرکت دارند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ترا باید که هفت اندام هنگام نماز اندر فروسایی به خاک تیره در کیش مسلمانی
💡 ایشان رباط زیر اندام نرینه را برش میدادند و سپس آن را به لوح میبستند تا مدتی صاف بماند و ترمیم شود.
💡 ترسم از جوش نزاکت چون رگ گل جا کند تار پیراهن به تن شوخ گل اندام مرا
💡 ای خرمن گل خوشهچین پیش تن و اندام تو بلبل نخواند، وصف گل تا من نگویم نام تو
💡 مشکلات حلنشده مربوط به ساختار و عملکرد اندامها، فرایندها و زیستمولکولهای غیر انسان عبارتاند از:
💡 گل اندامی که درپیراهن من خار می ریزد ز جوش گل رگ لعل است هر خاری ز دیوارش