لغت نامه دهخدا
انجم گری. [ اَ ج ُ گ َ ] ( حامص مرکب ) ظاهراً به معنی ستاره شناسی و ستاره شماری و بمجاز به معنی مکر و فریب و حیله و تزویر و دروغزنی است:
همان یک شخص کین را ساز کرده
همان انجم گری آغاز کرده.نظامی.
انجم گری. [ اَ ج ُ گ َ ] ( حامص مرکب ) ظاهراً به معنی ستاره شناسی و ستاره شماری و بمجاز به معنی مکر و فریب و حیله و تزویر و دروغزنی است:
همان یک شخص کین را ساز کرده
همان انجم گری آغاز کرده.نظامی.
ظاهرا به معنی ستاره شناسی و ستاره شماری و به مجاز به معنی مکر و حیله و فریب و حیله و تزویر و دروغزنی است ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حکمران مهر و ماه و انجم است شاه ما مفلس ترین مردم است
💡 تا گردش انجم، به [بو] افلاک روز و شو نزائه هیچ مار فرزندْ به خوبیّ تو
💡 محفل آرای که شد ماه من امشب که زرشک اشک حسرت برخ از دیده انجم ریزد
💡 نمی گیرند در دل خاکساران کینه انجم زداغ لاله جا در سینه صحرا نمی ماند
💡 اگر مجسم گشتی محیط همت او سپهر و انجم بودی برآن محیط حباب
💡 مگر که راغ سپهر است و نرگسان انجم مگر که باغ بهشت است و گلبنان حورا