لغت نامه دهخدا
املادان. [ اِ ] ( نف مرکب ) کسی که طریقه نوشتن کلمات را بخوبی می داند. ( ناظم الاطباء ).
املادان. [ اِ ] ( نف مرکب ) کسی که طریقه نوشتن کلمات را بخوبی می داند. ( ناظم الاطباء ).
کسی که طریقه نوشتن کلمات را بخوبی می داند.
💡 در عدد یابند بیتش توأم آب بقا در حساب او نظر گر سوی املا افکنند
💡 گر چو سوسن در بیان عشق گردم ده زبان بلبلان گلشن قدسی کنند املای من
💡 امام و سرور هر دو جهان که مفتی عقل ز لوح محفوظ املا کند لسانش را
💡 كتاب ديات منسوب به ظريف بن ناصح را اميرالمؤ منين على (ع ) به خط خود نوشته و يا آن را املا فرموده و براى فرمانداران خود ارسال داشته است. پيروان آن حضرت آن را يادداشت كرده و نسلى به نسل ديگر تحويل داده اند، و در زمان امامت حضرت امام صادق (ع ) آن را به حضرتش عرضه داشتند و آن حضرت صحت آن را با اين عبارت كه آرى، آن درست است، و اميرمؤ منان فرماندارانش را به عمل به آن فرمان داده تاءييد كرده است.
💡 نسخه آشفته دیوان عمر ما مپرس خط غلط معنی غلط انشا غلط املا غلط!
💡 تا کی فراقنامهات انشا کند کسی صد صفحه را به خون دل املا کند کسی