الفت اورنگ اباد

لغت نامه دهخدا

( الفت اورنگ آباد••• ) الفت اورنگ آبادی. [ اُ ف َ ت ِ اُ رَ ] ( اِخ ) محمد الفت خان. شاعر، و معاصر ترک علیشاه ترکی قلندر نورمحلی. رجوع به «سخنوان چشم دیده » و فرهنگ سخنوران تألیف خیامپور شود.

جمله سازی با الفت اورنگ اباد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آن پایین در جهنا یا بالا بر اورنگ.او تندتر از هر تنهایی سفر می‌کرد.

💡 رخش ماه دو هفته است و دل ریشم ز بهر او سر هر هفته‌ای خود را به هفت اورنگ در بندد

💡 بر سرو سهی نغمه‌سرا مرغ شباهنگ آنگونه‌که داود بر اورنگ سلیمان

💡 بوریای فقر پیش مردم بالغ نظر از شکوه بی نیازیهای من اورنگ شد

💡 در شمال دولت جنیدی رو به انحطاط گذاشت و در هند دولت مرهته به رهبری «سیواجی» رویکار آمد و پس از مرگ اورنگ‌زیب دولت بابری هند نمی‌توانست در امور داخلی افغانستان مداخله نماید.

💡 علی رغم این محدودیت‌ها، مصور سازی هفت اورنگ در سراسر دورهٔ صفویه ادامه یافت. از دوران مذکور، دست کم دویست جلد مشتمل بر هر هفت منظومه، منتخب‌ها و منظومه‌های مصور جداگانه در دست است.

طلف یعنی چه؟
طلف یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز