فرهنگستان زبان و ادب
{plasma spraying} [خوردگی، شیمی] نوعی افشانش گرمایی که در آن مادۀ پوششی براثر گرمای حاصل از قوس انتقال ناپذیر مشعل پلاسمایی ذوب و بر سطح افشانده می شود
{plasma spraying} [خوردگی، شیمی] نوعی افشانش گرمایی که در آن مادۀ پوششی براثر گرمای حاصل از قوس انتقال ناپذیر مشعل پلاسمایی ذوب و بر سطح افشانده می شود
نوعی افشانش گرمایی که در آن مادۀ پوششی براثر گرمای حاصل از قوس انتقالناپذیر مشعل پلاسمایی ذوب و بر سطح افشانده میشود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نشان داده شدهاست که کاهش سطح پلاسمایی ایندیناویر و دلاویردین در صورت تجویز همزمان با دیدانوزین رخ میدهد. این داروها باید در زمانهای گوناگون تجویز شوند.
💡 نیمه عمر پلاسمایی آن بیش از هشت روز است (در مقایسه با ۲۵ ساعت طولانیترین اثر آنالوگ انسولین دگلودک قبلی)، که آن را به یک انسولین پایه یک بار در هفته تبدیل میکند.
💡 وحیدی وزیر کشور در جمع خبرنگاران گفت: «در هیچ حادثه ای در کشور این میزان ماشینآلات متنوع و متعدد مهیا نشده است. تقریباً تمام تجهیزات لازم شامل انواع جرثقیلها، بیل مکانیکی، برش پلاسمایی، کاتر و… به منظور آواربرداری به محل اعزام شده است و بیش از این تعداد، مکان حادثه ریزش ساختمان متروپل آبادان گنجایش حضور ماشینآلات را ندارد.»
💡 در فاز اولیه، قوس در داخل تورچ ایجاد میشود و یک منطقه کوچک پلاسمایی بهوجود میآورد. اصطلاحاً به آن قوس پیلوت گفته میشود. پلاسما که اکنون رسانا شدهاست، توسط یک جریان گاز پرفشار (معمولاً هوای فشرده)، با فشار از نازل خارج میشود. سپس در معرض قطعه برش (آند) قرار میگیرد.