افت و انداز
لغت نامه دهخدا
افت و انداز. [اُ ت ُ ] ( ترکیب عطفی، اِمص مرکب ) عبارت از حرکات خوش آینده کردن است. ( آنندراج ) ( بهار عجم ):
افت و انداز بتی را بنده ام
کز سرینش نشئه کان میچکد.ملافوقی یزدی ( از آنندراج ).زخمها سر از جگر برکرده و من بیخبر
افت و انداز نگاه تیغبارش نازک است.نورالدین ظهوری ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
عبارت از حرکات خوش آینده کردن است
جمله سازی با افت و انداز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 هدف از تعریف یک بخش خاص به عنوان بخش راه انداز، قابلیت همکاری بین شرکتهای مختلف و سیستم عاملهای مختلف است.
💡 این مرکز برای ارائه خدمات آزمایشگاهی پیشرفته و متمرکز، هم به دانشجویان و استادان دانشگاه و هم دیگر پژوهشگران کشور راه اندازی شدهاست. این مرکز به مجموعههای میکروسکوپی، مشخصهیابی و آنالیز مجهز است.[۴]
💡 دست خرد کوتاه شد از ضبط ملک عافیت ای عشق فرصت یافتی بنیاد دست انداز کن
💡 شد به اندک فرصتی فرمانروای رود نیل روی یوسف گر ز دست انداز اخوان شد سیاه
💡 بلوبانک یک نئوبانک ایرانی است که خدمات بانکی را به صورت دیجیتال ارائه میکند، و سال ۱۳۹۸ راه اندازی شد.
💡 غافلی وحشی ز ترک چشم تیر انداز او تیر جست ای صید غافل چشم بر صیاد کن
💡 سرمایهگذاران باید همواره نسبت به افت و انداز قیمتها در بازار بورس هوشیار باشند تا در مدیریت ریسکهای مالی خود دچار اشتباهات جبرانناپذیری نشوند.
💡 زندگی انسان همواره با افت و انداز همراه است و فرد باید در زمانهای سختی و خوشی، تعادل روانی و ثبات عاطفی خود را حفظ کند.
💡 نوسانات شدید و افت و انداز در میزان تولید محصولات کشاورزی، باعث شده است که قیمت مواد غذایی در بازارهای محلی با عدم قطعیت روبرو شود.