عبارت «افت و خیز» در زبان فارسی به معنای تغییرات پیدرپی، نوسان داشتن و بالا و پایین شدن یک وضعیت یا حالت در طول زمان است و معمولاً برای توصیف شرایطی به کار میرود که ثابت و یکدست نیستند و در آنها گاهی پیشرفت و گاهی پسرفت دیده میشود. این واژه میتواند در زمینههای مختلفی مانند زندگی فردی، وضعیت اقتصادی، شرایط اجتماعی یا حتی احساسات انسان استفاده شود و نشاندهنده عدم ثبات و تغییر مداوم در آن موضوع است. هنگامی که گفته میشود یک فرد یا یک جامعه دچار افت و خیز است، منظور این است که در برخی مواقع شرایط خوب و مطلوب بوده و در برخی مواقع دچار مشکل یا ضعف شده است. این عبارت در متون ادبی و گفتار روزمره برای بیان مسیر غیر یکنواخت زندگی یا کار بسیار رایج است و معمولاً به این نکته اشاره دارد که هیچ مسیری همیشه هموار و بدون تغییر نیست. افت و خیز همچنین میتواند نشاندهنده طبیعی بودن تغییرات در زندگی باشد، زیرا بسیاری از پدیدهها به صورت تدریجی رشد میکنند و گاهی نیز دچار کاهش یا رکود میشوند. در اقتصاد، این واژه برای توصیف نوسانات بازار و تغییرات قیمتها به کار میرود و در زندگی فردی نیز برای بیان تغییرات روحی و موفقیتها و شکستها استفاده میشود. این ترکیب از نظر معنایی خنثی است، یعنی نه کاملاً مثبت است و نه منفی، بلکه فقط وضعیت نوسانی و غیر پایدار را توصیف میکند. بنابراین، «افت و خیز» به معنای نوسان داشتن، تغییرات مداوم و بالا و پایین شدن یک وضعیت در طول زمان است که در زمینههای مختلف زندگی و علوم اجتماعی کاربرد گسترده دارد.
افت و خیز
لغت نامه دهخدا
افت و خیز. [ اُ ت ُ ] ( ترکیب عطفی، اِمص مرکب ) عبارت است از حالت بین بین شتافتن و آهسته رفتن. ( آنندراج ) ( بهار عجم ). || کنایه از نشیب و فراز و یک قرار نماندن. ( آنندراج ) ( بهار عجم ):
ببین مدار مه و مهر و بیوفائی گل
ز دولتی مشو ایمن که افت و خیز ندارد.محسن تأثیر ( از آنندراج ).نفس بسینه اعدا ز هیبت کند
به افت و خیز تردد چو نبض منشاری.طالب آملی ( از بهار عجم ).
فرهنگ معین
(اُ تُ ) (اِمر. ) افتادن و برخاستن، به آهستگی رفتن و شتافتن.
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - عمل افتادن و برخاستن. ۲ - افتادن و بر خاستن باهستگی رفتن و شتافتن.
فرهنگستان زبان و ادب
{fluctuation} [شیمی، فیزیک، مهندسی بسپار] انحراف هر کمیت از مقدار میانگین آن که معمولاً بین دو مقدارِ حدی کمینه و بیشینه تغییر می کند
{rise and fall} [حمل ونقل ریلی] مجموع ارتفاع سربالایی ها با تغییر شیب های متوالی در یک مسیر مشخص که نهایتاً به تراز اولیه بازمی گردد
ویکی واژه
افتادن و برخاستن، به آهستگی رفتن و شتافتن.
جمله سازی با افت و خیز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در ادامه زندگی پر افت و خیز خود و به دلایل خاص و مشکلاتی که از «شرایط زندگی استاد» متأثر بود به استخدام نظام درآمد و در واحدهای مختلف تبلیغاتی، فرهنگی و اداری، بیش از هفتاد ماه در جبهههای جنگ ایران و عراق مشغول بود. در آن روزهای پر التهاب نیز لوازم خوشنویسی در کوله پشتی وی موجود بود تا در سنگر هم به تمرین خط بپردازد.
💡 در افت و خیز بردهام این راه را به سر کان بار بس گران و شتر بس حمام بود
💡 موج خون با موج خون اندر ستیز درمیانش زورقی در افت و خیز