اصول الفلسفه
دانشنامه اسلامی
[ویکی نور] أصول الفلسفة، اثر آیت الله جعفر سبحانی (متولد تبریز 1308ش) است که در آن، کتاب اصول فلسفه و روش رئالیسم نوشته علامه سیّد محمّدحسین طباطبایی (تبریز 1282-1360ش، قم) را از زبان فارسی به عربی ترجمه کرده است. درباره این ترجمه چند نکته گفتنی است:
1. این ترجمه متأسفانه کامل نیست و مترجم محترم فقط موفق به برگردان چهار مقاله از کتاب اصول فلسفه و روش رئالیسم شده و فرصت نیافته که همه چهارده مقاله آن را به زبان عربی ترجمه کند. او ترجمه مقاله چهارم را در تاریخ 1375ق، در حوزه علمیه قم به پایان برده است.
2. مترجم در مقدمه اش بر چاپ اول که تاریخ نگارش آن مشخص نیست، چنین نوشته است: «... ادعا نمی کنم که در این ترجمه مطالب را کلمه به کلمه منتقل کرده ام، بلکه کوشیده ام که مقاصد کتاب را با روشن ترین و آسان ترین عبارات برسانم. اما در مورد پاورقی هایی که هم دوره ما علامه مطهری بر کتاب اصول فلسفه و روش رئالیسم نوشته، گفتنی است که فقط به ترجمه مواردی پرداختم که به اصل مباحث مربوط می شود و مباحث فرعی را ترجمه نکردم».
3. همچنین مترجم در مقدمه اش بر چاپ دوم که آن را در حوزه علمیه قم در تاریخ اول ذی حجه 1414 نوشته، یادآور شده است: «اثر حاضر درس هایی است که استاد بزرگ و حکیم اسلام و فیلسوف شرق سید محمدحسین طباطبایی (رضوان الله علیه) آن را به صورت حضوری بیان کرده و در روزگاری تدریس کرده که مادی گرایی در میدان سیاست و اقتصاد، عظمتی داشت و اندیشه مادی، جوانان را می فریفت و بسیاری از فرهیختگان دانشگاهی را نیز با احتمالات جدیدی که مطرح کرده بود و با اصطلاحات انقلابی اش به اشتباه می افکند. استاد، احساس مسئولیت کرد و این دانشنامه را برای نزدیک کردن مطالب دو فلسفه شرق و غرب و جداسازی مباحث از یکدیگر پدید آورد و در بین مباحث، اندیشه های مادی به ارث رسیده از «مارکس» و «انگلس» را به بوته نقد کشاند... بخشی از این اثر را به زبان عربی ترجمه کردم که حدود چهل سال پیش منتشر شد... هرچند مارکسیسم از نظر سیاسی و اقتصادی از بین رفته است، ولی از نظر فکری و روشی در بین برخی از اذهان و برخی از دانشگاه ها و استادان مطرح می شود و سنجیده نیست که دشمن را دست کم بگیریم، درحالی که او در صدد جمع کردن نیرو و حمله به ارزش های دینی است...».
4. علامه طباطبایی در تقریظی که آن را به زبان عربی در تاریخ 9 ذی حجه 1378ق، بر اثر حاضر نوشته، چنین آورده است: «این کتاب مقالاتی فلسفی است که خواننده اش را با خود به حرکت درمی آورد تا او را بر افقی بلند بنشاند و از آنجا او را بر خلاصه نظریات فیلسوفان کلده، مصر، ایران و یونان و... مُشرِف گرداند و آنگاه نظر فیلسوفان اسلام را بر آن بیفزاید و همچنین با نظراتی که فیلسوفان جدید غربی بر آن اضافه کرده اند، آشنا شود و آنگاه به داوری آزادانه و نظر صحیح که هیچ چاره ای از آن نیست، برسد. محتوای این کتاب، مطالبی است که چند سال پیش آنها را سامان داده ام. آن زمان به صورت فارسی و درسی بیان کردم و به همان صورت چاپ و منتشر شد. سپس به ذهنم رسید که آن را به زیور عربی بیارایم، ولی فرصتی نداشتم و هرچه کوشیدم موفق نشدم؛ پس از شیخ محقق ما صاحب فضیلت، شیخ جعفر سبحانی که خدا تأییدش کند، خواستم که این مسئولیت را بپذیرد و او - که از کسانی است که این راه را پیموده و غبار راه را نشانده و در جلسه درس این مقالات بارها شرکت کرده - پذیرفت و کتاب حاضر را پدید آورد. او زیباتر از آنچه من در نظر داشتم، ترجمه کرده و پُربارتر از آنچه آرزویش می کردم، آورده است. از او متشکرم که نهایت کوشش خود را برای بیان مقاصد کتاب به کار برده و با امانت، مطالب را نقل کرده و اهداف این فنّ را به بهترین شکل روشن ساخته است.
5. همچنین علامه شیخ مرتضی آل یاسین یکی از بزرگان دانشمندان نجف اشرف تقریظی بر این اثر نوشته و در آن چنین گفته است: «... یکی از امتیازاتی که این اثر دارد، عبارت است از اینکه بین فلسفه قدیم و جدید جمع کرده و مسائل مشکل آن را آسان ساخته است و گاه برخی از مباحث، چنان تحلیل وجدانی شده است که خواننده را از جستجوی برهان بی نیاز کرده است و به این ترتیب توانسته است به فلسفه مادی ضربه ای محکم وارد کند و برای فریب خوردگان فلسفه مادی ثابت کند که فلسفه الهی پایدارتر و ریشه دارتر از آن است که پندارهای مادی گرایان آن را بلرزاند...».
جمله سازی با اصول الفلسفه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 49- ابوبكر محمدبن زكرياى رازى درسال 251 ه. ق در شهررى متولد شد و در ابتدا بهتحصيل فلسفه و رياضيات و نجوم و ادبيات پرداخت و در سنين پيرى به تدريسپزشكى مشغول شد. چون در اين زمينه شهرت بسزايى كسب كرد به خدمت ابوصالحمنصور بن اسحاق سامانى حاكم رى درآمد و رياست بيمارستان اين شهر را برعهده گرفت. آثار متعددى از وى باقى مانده هرچندبسيارى از تاءليفات او از بين رفته اند.از جملهمكتوبات او،القوانين الطبيعة فى الحكمة الفلسفه )،"الطب الروحانى "،"السيرةالفلسفه " "لقول فى الزمان و القول المكان "،" الحاوى "، المنصورى )، (الشكوك،من لايحضره الطبيب و...(ر- ك، فرهنگ معين، ج.اول، ص 570-571)
💡 (ان الفلسفه استكمال النفس الانسانيه بمعرفه حقايق الموجودات على ما هى عليهاون الحكم بوجودها تحقيقا بالبراهين لا اخذ بالظن و التقليد بقدر الوسع الانسانى )