اصل الارواح

لغت نامه دهخدا

اصل الارواح. [ اَ لُل ْ اَرْ ] ( ع اِمرکب ) سیماب. ( آنندراج ). در اصطلاح اهل کیمیا، زیبق و سیماب. ( فرهنگ نظام ). رجوع به سیماب و زیبق شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) سیماب جیوه زیبق
سیماب. در اصطلاح اهل کیمیا زیبق و سیماب.

جمله سازی با اصل الارواح

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و بالاسم الذى خلقت به العرش، و بالاسم الذى خلقت به الكرسى، و بالاسمالذى خلقت به الارواح.(319)

💡 از كتاب (رياض الارواح ) كه بهاءالدين محمد عاملى به نظم آورده است:

💡 فروغ روی چو ماه تو مشرق الانوار کمند زلف سیاه تو قابض الارواح

💡 2. كليد شايستگى: مداومة الذكر قوت الارواح و مفتاح الصلاح...(735)

💡 بگفتمش که کتاب مرا چه نام نهی بگفت نام کتاب تو: مونس الارواح

ترد کردن یعنی چه؟
ترد کردن یعنی چه؟
کس شعر یعنی چه؟
کس شعر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز