لغت نامه دهخدا
اصرم یعقوب صابر. [ اَ رَ ی َ ب ِ ب ِ ] ( اِخ ) مردی از بزرگان کمر یا کمر زهیر واقع در سیستان بود که بسال 424 هَ. ق. هنگام ورود یاقوتی به کمر او را خدمت کرد و با وی در جنگها شرکت جست. رجوع به تاریخ سیستان ص 377 شود.
اصرم یعقوب صابر. [ اَ رَ ی َ ب ِ ب ِ ] ( اِخ ) مردی از بزرگان کمر یا کمر زهیر واقع در سیستان بود که بسال 424 هَ. ق. هنگام ورود یاقوتی به کمر او را خدمت کرد و با وی در جنگها شرکت جست. رجوع به تاریخ سیستان ص 377 شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ایا بملک سلیمان بحسن چون یوسف منم بعشق زلیخا بحزن چون یعقوب
💡 ای یوسف عزیز که ثانی ندیدمت بازآ که در فراق تو یعقوب ثانیام
💡 دو صد یعقوب بینی دیده بر راه که هر یک را بود کنعان دیگر
💡 از خاک مصر، آه زلیخا بلند کرد گردی که نور دیده ی یعقوب می برد
💡 خوب چون یوسف پیغمبری و بی تو مرا دیده چون دیدهٔ یعقوب پیمبر گشته
💡 چشم یعقوب سفید است ببیت الاحزان آه اگر قافله مصر بکنعان نرسد