اشهب اخضر

لغت نامه دهخدا

اشهب اخضر. [ اَ هََ ب ِ اَ ض َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) اسب سبزخنگ. ( مهذب الاسماء ). و رجوع به اشهب شود.

فرهنگ فارسی

اسب سبز خنگ

جمله سازی با اشهب اخضر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کجا رانده او ادهم رهنورد شده عنبر اشهب آنجا به گرد

💡 ایستاد در برابر آن لشکر عبوس چونشاه نیمروز بر آن اشهب شموس

💡 بوی خلقش خاک را چون عنبر اشهب کند رنگ رویش، مشک را چون لل لالا کند

💡 مگر ندیدی آن صبحدم که زاد زمام فروخت گردون شمعی ز عنبر اشهب

💡 تیغ عشق آنگاه برکش از نیام پس برانگیز اشهب ذکر از مقام

داجون یعنی چه؟
داجون یعنی چه؟
نقض یعنی چه؟
نقض یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز