لغت نامه دهخدا
اشتغال ورزیدن. [ اِ ت ِ وَ دَ ]( مص مرکب ) به کاری سرگرم شدن. به کاری مشغول شدن.
اشتغال ورزیدن. [ اِ ت ِ وَ دَ ]( مص مرکب ) به کاری سرگرم شدن. به کاری مشغول شدن.
بکاری سرگرم شدن. بکاری مشغول شدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در بخشی از این پیام نوروزی آقای موسوی به آینده جنبش سبز اشاره میکند و از مردم میخواهد که دامنه جنبش سبز را به همه "قشرها و قومیتها و استان هاً گسترش دهند و با ایجاد اشتغال و کمک به مردم در ارتقای وضعیت آنها یاری کنند.
💡 عبدالله حاجیانی (زادهٔ ۱۳۳۴ - درگذشته ۶ فروردین ۱۳۹۸)، از رجل سیاسی جنوب کشور، مدیر سابق اداره کار و اشتغال منطقه اقتصادی انرژی پارس بود و در دورههای پنجم و ششم، سابقه نمایندگی مردم شهرستانهای جنوب شرقی استان بوشهر در مجلس شورای اسلامی را در کارنامه خود داشت.
💡 شهر زاویه که در ۴۵ کیلومتری شهر ساوه و تقریباً ۷۰ کیلومتری تهران واقع شدهاست که سبب شدهاست شهرک صنعتی این شهر مکان مناسبی برای سرمایهگذاری و اشتغال زایی باشد.
💡 سلامی همزمان با تدریس در دانشکده فرماندهی و ستاد سپاه، از دانشگاه علم و صنعت نیز فارغالتحصیل شد. وی همچنین مؤسس و فرمانده دوره عالی جنگ از سال ۱۳۷۱ تا ۱۳۷۶ بوده و از سال ۱۳۷۶ تا ۱۳۸۴ در سمت معاون عملیات ستاد مشترک سپاه اشتغال به خدمت داشتهاست.
💡 باغها وکشتزارهای ومحصولات زراعتی مانند: قهوه، القات، النیله، و حبوب، و بقولات فراوان است و بیشتر ساکنانش به کشاورزی اشتغال دارند.