لغت نامه دهخدا
اشتراک جستن. [ اِ ت ِ ج ُ ت َ ] ( مص مرکب ) انبازی کردن. شرکت طلبیدن. شرکت خواستن. همکاری کردن.
اشتراک جستن. [ اِ ت ِ ج ُ ت َ ] ( مص مرکب ) انبازی کردن. شرکت طلبیدن. شرکت خواستن. همکاری کردن.
انبازی کردن شرکت طلبیدن شرکت خواستن همکاری کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بردارهای وقفه با پیام میتوان به اشتراک گذاشت، تا آنجا که میتوان رسانه ارتباطی زمینه ای را به اشتراک گذاشت. هیچ تلاش اضافی مورد نیاز است
💡 کاش گردد خاک او در پای تو چون شد ز دست خسته را با سرسپاران اشتراک ای ذوالجناح
💡 جان و دلی ست در تنم، بذل سگان خویش کن تا نبود به ملک تو زحمت اشتراک ما
💡 هواداران ایرانی او پس از شنیدن خبر درگذشتش، عکسهای سفرش به ایران را، زمانی که برای اجرا در کلوپ ارامنه تهران به آنجا سفر کرده بود، در فضای مجازی به اشتراک میگذاشتند؛
💡 به کارگاه تعین که «لاشریک له» است خلل اگر فکند اشتراک میفکند