لغت نامه دهخدا
اسپ نمه. [ اَ ن َ م َ / م ِ ] ( اِ مرکب ) برگستوان. عقاق. ( مؤید الفضلاء ).
اسپ نمه. [ اَ ن َ م َ / م ِ ] ( اِ مرکب ) برگستوان. عقاق. ( مؤید الفضلاء ).
بر گستوان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز ایوان شاه جهان تا به دشت همی اشتر و اسپ و هودج گذشت
💡 چو اسپ گرانمایه آمد به گرد ز پشت سمند آن یل شیر مرد
💡 سه روز و سه شب بود هم زین نشان غمی شد سر و اسپ گردنکشان
💡 نخستین که بر پایه رفت ای شگفت سوار از بر اسپ جنبش گرفت
💡 ز سیمین و زرین و اسپ و ستام ز دینار گیتی که بردند نام
💡 به میدان دانش بر اسپ هنر نشین و ببند از ستایش کمر