[ویکی فقه] بَرْصَوْمازامِر، اسحاق، نی نوازِ مشهور آغاز دوران عباسی که بعد از ۱۸۸ درگذشت. مردی سیاه چرده، از نژاد غیرعرب (مُوَلَّد)، پسر زنی نَبَطی از کوفه بود و از حیث اصل و نسب قدری نداشت. ابراهیم موصلی او را به بغداد برد و «موسیقی عربی» (الغِناءالعربی) آموخت و به هارون الرشید معرفی کرد. اسحاق در مجالسِ درباری خوانندگان را همراهی می کرد، و در آغاز کار از نوازندگان «طبقه» دوم به شمار می آمد. سپس، خلیفه او را به «طبقه» اول ارتقا داد. اسحاق موصلی گفته است که هیچ کس در کار خود از این چهار نفر شایسته تر نبوده است: اَصمعی در شاعری، کسائی در نحو، منصور زَلْزَل در نوازندگی عود و برصوما در نواختن نی.
جمله سازی با اسحاق برصومازامر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و نيز از آنجائيكه هم يهوديان و هم مسيحيان ابراهيم واسماعيل و اسحاق و يعقوب و اسباط را از اهل ملت خود مى شمردند، يهوديان آن حضرات رايهودى و مسيحيان، مسيحى مى پنداشتند و معتقد بودند كه ملت و كيش حق از نصرانيت ويهوديت همان ملت و كيشى است كه به موسى و عيسى دادند.
💡 مؤ لف: اين روايت را درالمنثور هم از ابن اسحاق، و ابن جرير، و بيهقى در كتاب(دلائل )، از ابن عباس آورده اند، و قريب به اين مضمون را قمى در تفسير خودنقل كرده و ليكن خواننده گرامى توجه فرمود كه سياق آيات مورد بحث، با اين نظريهكه درباره يهود نازل شده باشد آنطور كه بايد نمى سازد، و مناسب تر با سياق ايناست كه بگوئيم، اين آيات بعد از جنگ احد نازل شده (و خدا داناتر است ).
💡 مرحوم علامه محمد باقر مجلسى در كتاب بحارالانوارنقل مى كند: پدرم (مرحوم علامه محمد تقى مجلسى )نقل مى كرد، در زمان ما شخصى بود بنام امير اسحاق استرابادى كهچهل بار پياده به مكه براى انجام حج رفته بود، و بين مردم شهرت داشت كه او طىالارض مى كند (يعنى مثلا در يك لحظه چند فرسخ از زمين را در مى نوردد و پشت سرمى گذارد).
💡 و اسحاق و يعقوب را اضافه به او بخشيديم و همه را مردانى صالح قرار داديم (72).