استخوان ترکاندن

فرهنگ معین

( ~. تِ دَ ) (مص ل. ) رشد کردن، بزرگ شدن.

ویکی واژه

رشد کردن، بزرگ شدن.

جمله سازی با استخوان ترکاندن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پوسیده استخوان و کفن‌های مرده بین کز روح و علم و عشق چه آکنده می‌شود

💡 از کجا مرهم بیابم چون ز مغز استخوان پنبه می‌آرم به روی داغ حرمان می‌نهم

💡 همچو موسیقار هر شب تا سحر جویا زغم استخوان پهلوم یک یک جدا فریاد داشت

💡 لاله می روید ز بستر ناتوان عشق را شعله پرورده است مغز استخوان عشق را

💡 چنانکه ز آتش سوزنده در نی افتد تاب حسود خسته دلت تب در استخوان دارد

💡 برای زلف کند شانه ز استخوان، ورنه هزار تیغ که در کار یک شکار کند؟

هنگام یعنی چه؟
هنگام یعنی چه؟
مخنث یعنی چه؟
مخنث یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز