لغت نامه دهخدا
استاره شمر. [ اِ رَ / رِ ش ُ م َ ] ( نف مرکب ) ستاره شمار. ستاره شمر. منجّم.
استاره شمر. [ اِ رَ / رِ ش ُ م َ ] ( نف مرکب ) ستاره شمار. ستاره شمر. منجّم.
( اسم ) منجم اخترشناس آن که به چند و چون ستارگان میپردازد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بر فلك پيدا شد آن استاره اش كورى فرعون و مكر و چاره اش
💡 خورشید نهد غاشیه حکم تو بر دوش در موکب حسنت مه استاره حشم را
💡 نیکوان نور ندارند چو استاره بروز کامشب از طالع سعد آن مه تابان اینجاست
💡 شمس الحق تبریزی خورشید چو استاره در نور تو گم گردد چون شرق برآرایی
💡 شد ماه گواهِ من استاره سپاهِ من وز ناوکِ استاره ای مه سپری امشب
💡 از آفتاب رخت ذره ذره کم گشتم شود بروز ز استاره آسمان خالی