اسب شناسی
لغت نامه دهخدا
اسب شناسی. [ اَ ش ِ ] ( حامص مرکب ) فن معرفت انواع اسب و حالات آن. فُروسة. فروسیت. ( منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
فن معرفت و شناخت انواع اسب و حالتهای آن.
جمله سازی با اسب شناسی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 تو آن دقیقه شناسی که حسن تدبیرت همه موافقت تقدیر کردگار آمد
💡 می شناسی معنی کرار چیست؟ این مقامی از مقامات علی است
💡 چه شناسی که می و نقل بهم از لب آن بت خندان چه خوش است
💡 جانهای ما به داغ جدایی بسوختی باشد که رخت خویش شناسی به داغها
💡 تو خود را گر شناسی علم دین است حقیقت علم را معنی همین است
💡 تا دین مصطفی را یاری و حق شناسی دولت به تو بنازد چون مصطفی بهٔاران
💡 دانش اسبشناسی به دامپزشکان و پرورشدهندگان کمک میکند تا با شناخت دقیق آناتومی و فیزیولوژی این حیوان، سلامت آنها را تضمین کنند.
💡 پیشرفت در علم اسبشناسی باعث شده است که روشهای جدیدی برای آموزش و تربیت اسبهای مسابقهای در سطح جهانی ابداع شود.
💡 متخصصان اسبشناسی معتقدند که تغذیه صحیح و مدیریت محیط نگهداری، تأثیر مستقیمی بر عملکرد ورزشی و طول عمر اسبها دارد.