لغت نامه دهخدا
( آزار نمودن ) آزار نمودن. [ ن ُ / ن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) اظهار رنجش کردن: از ما نه بحقیقت آزاری نمود. ( تاریخ بیهقی ).
( آزار نمودن ) آزار نمودن. [ ن ُ / ن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) اظهار رنجش کردن: از ما نه بحقیقت آزاری نمود. ( تاریخ بیهقی ).
( آزار نمودن ) اظهار رنجش کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و بطورى كه از سياق برمى آيد اينها همه كلام عزيز است، نه كلام شاهد، چون كار شاهدحكم كردن و داورى نمودن نيست بلكه كار عزيز است.
💡 و اما سنت از امام خود پس آن صبر نمودن در فقر و بيمارى است كه خداوندعزوجل ميفرمايد و الصابرين - الايه.
💡 یکی از دلایل عمده کشت نمودن کوکنار و چرس جای گندم را گرفتهاست.
💡 ترا باید نمودن راز من باز بیار این هر که تا گردم سرافراز
💡 پهلو تهی نمودن دریاست ساز موج خود را دمی ز خود بدر آر از برای ما
💡 تا دخل نباشد نتوان خرج نمودن کز بستگی گوش زبان لال برآید