لغت نامه دهخدا
( از آنگاه باز ) از آنگاه باز. [ اَ ] ( ق مرکب ) منذ. مذ. از آن زمان.
( از آنگاه باز ) از آنگاه باز. [ اَ ] ( ق مرکب ) منذ. مذ. از آن زمان.
( از آنگاه باز ) از آنزمان
💡 ان روز حكيمه به خانه حضرت عسكرى عليه السلام آمد و تا هنگامه ى غروب، آنجا بودو انگاه كه مى خواست بر گردد، امام به او فرمود: امشب نزد ما بمان خدا به مافرزندى خواهد داد، كه زمين را به دانش و ايمان و رهبرى، زنده كند پس از آنكه بهدرگيرى كفر و گمراهى مرده باشد.
💡 يعنى اى نفس، بعد از حسين زندگى تو ارزشى ندارد و تو نبايد بعد از او باقىبمانى. حسين لب تشنه است و در خطر مرگ قرار دارد و انگاه تو مى خواهى آب گوارا وخنك بياشامى ؟! سوگند به خدا كه دين من اجازه چنين كارى را نمى دهد
💡 ماجرا چه بود؟ چند لحظه قبل، ناگهان ديواره سنگى و سخت كعبه شكافته و از هم بازشده بود، و انگاه زنى به درون كعبه، پاى گذاشته بود. آيا كسى هم او را مى شناخت ؟چرا نه ؟ كه او پاك زنى بود با شخصيت وقابل احترام. او فاطمه بنت اسد بود. شير زنى كه شير مردى چون شير خدا - را به دنياهديه داد.
💡 در حديث ديگرى كه سعد روايت مى كند، چنين است كه امام رضا عليه السلام از او ميپرسد:اى سعد! قبرى مربوط به ما اهل بيت نزد شماست ؟ پاسخ ميدهد: ارى فدايت شوم قبرفاطمه دختر موسى ابن جعفر عليه السلام انگاه حضرت ميفرمايد: آرى هر كس بامعرفت به حقش او را زيارت كند، بهشت براى اوست.
💡 انگاه زهرا عليه السلام مارد ولايت نيز مى گردد، همسر بى نظيرترين انسانهاى عالمپس پيامبر(ص )، يعنى على عليه السلام ميشود و خاندان پيامبر از اوست كه زنده ميماند،دوازده گوهر درخشان امامت از بركت وجود زهرا پرتو افشانى مى كند و نور ولايت را تادنيا دنياست به تلالو وا ميدارد.
💡 ان چه مسلم است ان معصومه مظلوم عمرش با فراق و هجران پدر بزرگوار و انگاه باجدائى و دورى از برادر والا مقامش در دنيايى از غم و اندوه سپرى شد.