اروس خواجه میش

لغت نامه دهخدا

اروس خواجه میش. [ ] ( اِخ ) یکی از امراء که با فوجی از لشکریان که از میرزا سنجر گریخته بود بموکب سلطان حسین میرزا پیوست و سلطان آن جماعت را منظور نظرعاطفت گردانید. ( حبیب السیر جزو 3 از ج 3 ص 242 ).

جمله سازی با اروس خواجه میش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به خودگفتم کز بیم شاه پهلوی است که خواجه می‌نکند یاد از این ستایشگر

💡 این روستا در دهستان قلعه خواجه قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۵۸ نفر (۸خانوار) بوده‌است.

💡 این روستا در دهستان قلعه خواجه قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲۶۱ نفر (۴۳خانوار) بوده‌است.

💡 خواجه دیزج یکی از روستاهای استان آذربایجان شرقی ایران است که در دهستان آجی‌چای بخش مرکزی شهرستان تبریز واقع شده است.

💡 چه بارها که بودمرد را به دوش از زن چه شکوه ها که بود خواجه را به لب زغلام

💡 شکوهِ آصِفی و اسبِ باد و منطقِ طیر به باد رفت و از او خواجه هیچ طَرف نبست

نجات یعنی چه؟
نجات یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز