لغت نامه دهخدا
ارمن ساکات. [ ] ( اِخ ) موضعی در جنوب قهقهه، در مسیر راه آهن عشق آباد.
ارمن ساکات. [ ] ( اِخ ) موضعی در جنوب قهقهه، در مسیر راه آهن عشق آباد.
موضعی در جنوب قهقهه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عجب از خلوتیانی عجب از مجلس جانی عجب از ارمن و رومی عجب از خطه شامی
💡 ترسا بچه ایکه باج از ارمن بستد بر من بگذشت و جانم از تن بستد
💡 آوتیس وارطانی نازاربکیان (ارمنی: Ավետիս Վարդանի Նազարբեկյան؛ ۱۸۶۶ – ۱۹۳۹) یک شاعر، روزنامهنگار، فعال سیاسی و انقلابی، ارمنی بود.
💡 در۲۰۱۲م بار دیگر رمان گمگشته به زبانهای ارمنی و روسی در شمارههای ۴ و ۵ مجله نشنال آیدیا ایروان به چاپ میرسد.
💡 مرا برفت به غرب ز دست دامنِ دل کنار ارمن و گُرجم چه گُرج و چه ارمن
💡 واژه خاج یا در اصل خاچ به ارمنی یعنی صلیب یا چلیپا، و وام واژهای است از زبان ارمنی.