لغت نامه دهخدا
ارزن الروم. [ اَ زَ نُرْ رو ] ( اِخ ) رجوع به ارزنةالروم و ارزن شود.
ارزن الروم. [ اَ زَ نُرْ رو ] ( اِخ ) رجوع به ارزنةالروم و ارزن شود.
( یو. تئودوسیوپلیس ) از شهرهای مشرق ترکیه که سر راه نجد ایران به آسیای صغیر قرار گرفته و ۱۶۳٠٠٠ تن جمعیت دارد. شهری صنعتی و تجاری است. روسها آنرا در ۱۸۷۸ ۱۸۲۸ و ۱۹۱۶ م. اشغال کردند. آخرین معاهده بین ایران و عثمانی که بجنگهای طولانی دو کشور پایان داد در آن شهر امضاشد. ضح. این نام را به صورت [ ارض روم ] یا [ ارضروم ] نویسد و خطاست.
رجوع شود به:ارزروم
💡 قيصر چون نامه برداشت دانست كه به عربى نوشته شده است؛ پس مترجم خواست، نامهحضرت را بر او خواندند، مترجم چون خواند: من محمدرسول الله صلى الله عليه و آله الى قيصر صاحب الروم برادر قيصر بر سينهمترجم زد و نامه را گرفت، و خواست پاره كند. قيصر گفت چرا چنين مى كنى ؟! گفت: مىخواهى به نامه كسى نگاه كنى نام خود را پيش از نام تو نوشته و تو را صاحب رومخوانده نه شهريار آن ؟!
💡 در عراق ابن الرومی (۸۹۶) این تحول را به وجود آورد و در سرودن قصیده از راه تحلیل و بیان عاطفی پرداخت و شیوه یوانی در این سبک نفوذ کرد اما اشعار عامیانه چندن تغییری حاصل نکرد..