لغت نامه دهخدا
ارته خشتر. [ اَ ت َ ش َ رَ ] ( اِخ ) ارته خشثر. نام اردشیر به زبان پارسی باستان در کتیبه های هخامنشی. رجوع به اردشیر... و ایران باستان ص 907 و 991 و 1164 و 2626 و 2627 شود.
ارته خشتر. [ اَ ت َ ش َ رَ ] ( اِخ ) ارته خشثر. نام اردشیر به زبان پارسی باستان در کتیبه های هخامنشی. رجوع به اردشیر... و ایران باستان ص 907 و 991 و 1164 و 2626 و 2627 شود.
نام اردشیر بزبان پارسی باستان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هرودوت نوشتهاست همسایگان پارسها آنها را ارته یان مینامیدند".
💡 منتور برادری داشت بنام ممنن، که به معیت ارتهباذ سرکش با پارسیها جنگیده و بعد فرار کرده، به دربار پادشاه فیلیپ مقدونی رفته بود. مِنتور در پیش شاه، میانجیگری از این دو تن کرده، امنیت برای آنان گرفت و آنها را نزد خود طلبید.
💡 پس از اینکه اسکندر از معابر هیرکانیا گذشت وارد زادراکرات (ساری اسرم یا استراباد) شد در اینجا کراتر به او رسید. در این هنگام ارته باذ با سه پسر خود که نامشان سوفن و آریو برزن و ارسام بود نزد اسکندر آمد. فرادات فرمانده تپوریها و نمایندگان یونانیهای اجیر هم با اینها آمدند. اسکندر ارته باذ را به احترام پذیرفت و فرادات را فرمانده تپورها و والی تپورستان ابقا کرد.
💡 نام ارتهبرزن به معنی «والایی ارته (حق)» است. (مقایسه با آریوبرزن «والایی آریا، به تعالی رساندن آریا»).