اخترماران سالار
لغت نامه دهخدا
اخترماران سالار. [ اَ ت َ ] ( اِ مرکب ) از طبقاتی که در دربار ساسانیان نفوذ داشتند، ستاره شناسان [ اخترماران ] را باید شمرد که رئیس آنان اخترماران سالار لقب داشت و در ردیف دیبهران [دبیران ] و غیب گویان قرار میگرفت. ( ایران در زمان ساسانیان تألیف کریستنسن ترجمه رشید یاسمی ص 277 ).
فرهنگ معین
( ~. ) (اِمر. ) از طبقاتی که در دربار ساسانیان نفوذ داشته ستاره شناسان (اخترماران ) بودند که رییس آنان «اخترماران سالار» لقب داشت و در ردیف «دبیران » و غیب گویان قرار می گرفت.
ویکی واژه
از طبقاتی که در دربار ساسانیان نفوذ داشته ستاره شناسان (اخترماران)
بودند که رییس آنان «اخترماران سالار» لقب داشت و در ردیف «دبیران» و غیب گویان قرار میگرفت.
جمله سازی با اخترماران سالار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بره نماتی گم گشتگان منزل دل شنیده ام سخنی خوش ز کاروان سالار
💡 دنيا اگر از ستم يزيد لبريز شود ما پشت به سالار شهيدان نكنيم
💡 سپهبد بشد لشکرش راست کرد همی رزم سالار چین خواست کرد
💡 به سالار گفت ای سرافراز شاه چو رفتی به آورد توران سپاه
💡 سالار شهيدان حسين بن على عليهماالسلام تنها براى ما مسلمانان نيست. براى هر كسىاست كه از خوبى هاى دنيا هنوز يك دل عاشق برايش مانده است. (213)
💡 جهاندیده سالار بیدار سام برون شد چو شیر دمان از کنام